خرید بک لینک
جُمول در معیار مردمان دشتی جمول، جمبول یا جمولی ها در گویش مردمان دشتی که نشأت گرفته از فارسی دری و پهلوی است معادل وبه معنای فرزندان"دوقلوی" یک انسان ،حیوانات یا در بعض اوقات به نخل های بهم چسبیده هم می گفتند. "جمول"با فتحه ی حرف اول در فرهنگ دهخدا به نقل از منتهی الارب"زن فربه"معنی شده است.یک معنی دیگر نیز ذیل این واژه آمده که از مقصود ما از این واژه بسیاردورازنظراست.که آن "گدازنده ی پیه" می باشد و به آنچه از واژه جمول در گویش دشتی برداشت می شود، نزدیک نیست. که خیلی هم فاصله دارد. دوقلو اما واژه ای ترکی است. دهخدا در ذیل این واژه می نویسد : دوقلو. " دُ " (ترکی ، ص مرکب ) مرکب از دوق، دوغ ، دغ از مصدر دقماق یا دغماق به معنی زادن و "لو" علامت نسبت در ترکی . دوقلی، دوغلو، توام،توامان، همزاد و دوپهلو . در تداول عامه اما کلمه را به غلط مرکب از دو (عدد فارسی ) و" لو" می پندارند و به ضم قاف تلفظ کنند به قیاس آن سه قلو و چهارقلو وپنج قلو به کار می برند برای چهار یا پنج بچه که از یک شکم زاده می شوند. شاید چاقی ناشی از حاملگی باعث شده است ما برای "دوقلو" از واژه " جموول" در گویش دشتی استفاده کنیم.جمول در گویش مردم خوزستان به ویژه آبادان نیز به معنی دوقلو کاربرد دارد. در مناطق عرب نشین "جمول" باتشدید میم حالت تحبيب براي اسم جميله است . جمول در گویش مردم بندر عباس نیز به معنی "دوقلو" است. در سنگستان – عقاید و رسوم عامه مردم بوشهر، جلد اول تالیف عبدالحسین احمدی ریشهری - این واژه به صورت جنبل و به معنی دوقلو و دو نوزاد که در یک موقع از شکم زاییده شود،آمده است. ریشهری می افزاید در برهان قاطع این کلمه به صورت "جنابه" به ضم اول آمده است. در زبان فرانسه نیز به معنی دوقلو است. به معنی جفت کرد

برچسب: نویسنده: مهتاب مقدم تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 22:50

صفحه بندی